مصطفى محقق داماد
97
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
14 - مطلق و مقيّد : مطلق لفظى است كه قابليّت دلالت داشته باشد بر تمام افرادى كه تحت آن لفظ مىتوانند قرار گيرند « 1 » . توضيح بيشتر در مورد اين تعريف ضرورى است ؛ گاهى لفظى بدون اعراض و مشخّصاتى كه ممكن است برآن عارض گردد در نظر گرفته مىشود مانند كلمه انسان ، كه كلّ حيوانات ناطق را قطع نظر از رنگ ، نژاد ، مليّت و ساير صفات و شرايط و اعراضى كه ممكن است برآن بار شود دربر مىگيرد . در اين حالت كه كلمه آزاد از هرگونه قيدى آورده مىشود در اصطلاح اصول مطلق است و هرگونه قيد و صفت و عارض ديگرى كه به نحوى از انحاء اين اطلاق را محدود سازد ، تقييد و آن كلمه و لفظ در اصطلاح مقيّد ناميده مىشود . در مثال بالا به لفظ مطلق و بىقيد انسان كه قطع نظر از تفاوتهاى نژادى و رنگى و ملّى براى مجموعه افراد بشر استعمال مىشود هرگونه قيد و صفت و كلّا عارضهاى اضافه شود مطلق انسان را مقيّد مىكند ، مانند انسان سفيد ؛ با آمدن سفيد كه صفت بعضى از انسانها
--> ( 1 ) تعريف معروف اصوليّين در اين مورد عبارت است از : المطلق ما دلّ على شايع فى جنسيه .